تبليغاتX
قاب شیشه ای

طاقت بیار , میشه شنید ,  خندیدن دلخواه رو

تو زنده می مونی رفیق ,  طاقت بیار این راه رو

طوفانو پشت سر بذار ,  اون سمت ما آبادیه

این زمزمه تو گوشمه ,  فردا پر از آزادیه

طاقت بیار رفیق , دنیا تو مشت ماست

طاقت بیار رفیق ,  خورشید پشت ماست

طاقت بیار رفیق , ما هر دو بی کسیم

طاقت بیار رفیق , داریم میرسیم

دنیا اگه تاریک شد , دستای فانوس رو بگیر

با من بیا با من بیا , چیزی نمونده از مسیر

سرما و سوز برف رو ,  آهسته پشت سر بذار

امروز وقت خواب نیست ,  ما با همیم طاقت بیار

طاقت بیار رفیق , دنیا تو مشت ماست

طاقت بیار رفیق , خورشید پشت ماست

طاقت بیار رفیق , ما هر دو بی کسیم

طاقت بیار رفیق , داریم می رسیم…

لینک دانلود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 8 PM  توسط آزیتـا | 
 

وای  باران

باران...

شیشه ی پنجره را باران شست

از دل من امّا

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 7 PM  توسط آزیتـا | 

از پس پرده نگاه کن  ، مث شطرنجه زمونه

هرکسی مثل یه مهره ، توی این بازی میمونه

یکی مثل ما پیاده ، یکی صد ساله سواره

یه نفر خونه به دوشه ، یکی دوتا قلعه داره

یه طرف همه سیاه و یه طرف همه سفیدن

روبروی هم یه عمره ، ما رو دارن بازی میدن

اونا که اول بازی ، توی خونه ی تو و من

پیش پای اسب دشمن ، اونهمه سرباز و چیدن

ببین امروزم تو بازی ، میون شاه و وزیرن

 هنوزم بدون حرکت ، پشت ما سنگر میگیرن

تاج و تخت شاه دیروز ، در قلعشون نمیشه

به خیالشون که این تاج ، سرشونه تا همیشه

یادشون رفته که اون شاه ، که به صد مهره نمی باخت

 تاجو از سرش تو میدون ، لشکر پیاده انداخت

، اون که ما رو بازی می ده

اونه که مهره رو چیده

  اون که نه شاهه ، نه سرباز

!  نه سیاهه ، نه سفیده  

... از پس پرده نگاه کن

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 2 PM  توسط آزیتـا |